مهراد اومد نشست پیشم و تره ای از مو هامو پشت گوشم فرستاد منم به چشاش خیره بودم تابفهمم چی شده لباش رو لبام فرود اومد و آروم لبامو  میبوسید و دستشو سمت گردنم هدایت کرد  منم  لباشو آروم میبوسیدم  بعد از دقایقی بلخره   رضایت داد تمومش کنه 

_فیلم ببینیم 

 

باشه ای گفتم و دنبال فیلم خوب داشتیم میگشتیم که از بین همه ی فیلمدها یه فیلم ترسناک پیدا کردیم 

من هم بشدت میترسید و هم خوشم میومد یعنی کرم داشتم ،رفتم از کابینت  خوراکی برداشتم و تو ظرف نهادم و رو مبل کنار مهراد نشتم 

و سرمو روی سینش گذاشتم فیلم که پخش شد 

اولاش خوب بود ترس نداشت کم کم ترسناک میشد 

صحنه های ترسناک چشامو میبستم مهراد گفت  

 

_عزیزم فیلمه واقعایی نیست

 

درحالی که از لای انگشتم داشتم ty رو نگاه میکردم گفتم 

 

_میدونم اما ترسناکه 

 

_باشه نترس من اینجام 

 

با وجود چنین صحنه های ترسناکی خودمو بیشتر به مهراد میچسبوندم 

یعد از دو ساعت فیلم تموم شد 

اوووفف چقدر ترسداشت 

مهراد میخواست بلند شه که گفتم 

_کجا میخوای بری من میترسم 

خنده ای کرد و با لحنی که خنده توش موج میزنه 

جواب داد

_دستشویی 

_اها پس زود بیا باشه

 

با خنده نگام کرد 

 

_باشه 

 

بعد از رفتن مهراد با ترس نگاه دور تادورم میکردم صدایی از جنگل اومد   اووووفففف من همینطور میترسیدم حالا این صدا 

مهراد اومد 

_پاشو بریم بخوابیم استراحت کنیم 

 گوشیمو برداشتم و بازوی مهرادو چسبیدم خیلی مترسیدم به سمت اتاق رفتیم رو تخت دونفره ای تو اتاق بود رفتیم لحظه ای از کنار مهراد تکون نمیخوردن مهراد هم هی بهم میخندید  پرده ها کشیده بودند بخواطر همین اتاق تاریک بود من  تو بغل مهراد خوابیدم مهراد هم موهامو نوازش میکرد دقایقی بعد به خواب فرو رفتیم 

 

_____________________