بابا کارای مطبمو راستو ریست کرده بود چون که این راهتی مجوز نمیدادند و هزار جور مکافات دیگه بابا چون آشنا داشت کارم راحت تر شد اما بازم ناراحت بودم چون من میخواستم مستقل باشم با گفتن کلمه ی مستقل پوزخند تلخی زدم ههه من داشتم ازدواج میکردمو میخواستم زندگیمو با کسی شریک بشم من منی که از همه مردا بجز بابام بدمیومد اما الان داشتم ازدواج میکردم ههههععععع نه میخواستم دل مهراد رو بشکنم نه قرار دادی که بابا براش نقشه چیده رو خراب کنم ،با زنگ گوشیم از فکر درومدم مهراد بود

_الو سلام خوبی ویانا 

_خوبم تو خوبی 

_امروز میای بریم یه سفر دو روزه 

_نمیدونم 

_نه دیگه نیار به  بابات هم گفتم  گفت که خوبه حالت عوض میشه ،راستی بابات میگه پکری چیزی شده 

 

_نه چیزی نشده دلم گرفته

 

_پس خوبه دیگه وسایلتوجمع کن فردا ممیریم 

 

 با خدافظی تماسو به پایان رسوندیم 

من کل زندگیمو تنها بودم تنها از پس همچی برومدم وتنهایی لذت میبردم اووففف بسه دیگه باید بلندشم یکم ورزش کنم وبه این چیزا فکر نکنم  داشتم بلند میشدم که نیما زنگ زد جوابش دادم 

_سلام  خوبی چی میخوای 

_خو بابا چته حالا گاز نگیر 

لبخندی زدم نیما همکلاسیم بود و از همه پسرا بهتر بود مثل داداشم بود 

_ویانا ،دیانا باهام قهر کرده  ،هرکاری هم میکنم آشتی نمیکنه ،میشه باهاش حرف بزنی 

_واسه چی باهات قهره چیکار کردی 

_بابا میگه چرا نگاه اون دختره کردی 

_خو حق داره تو چرااا نگا کردی 

_او بابا یکی ندونه فکر میکنه بهش خیانت کردم فقد نگا دختر کردم کاری نکردم 

_باشع بابا 

_حالا با دیانا حرف میزنی 

_باشه بابا

 

نیما صداشو مثل دخترا کرد و گفت 

_مرسی تو بهترینی سیسی 

با خنده گفتم

_خدافظ سیسی نیما 

باهمون لحن گفت

_باییییی گلم 

 

با خنده گوشی رو قطع کردم ، شماره ی دیانا رو گرفتم 

_الو سلام دیا خوبی 

_خوبم ویانا تو خوبی ؟ چه خبر ؟

 

_خوبم والا خبرا پیش تویه! چرا با نیما آشتی نمیکنی ؟

_بزار یکم تنبیهش کنم  تا یاد بگیره نباید نگا دخترای مردم بکنه

 

_اوووووو دیا یکی ندونه فکر میکنه موقعه خیانت موچشو گرفتی حالا هم ببخشش

 

_نه خو خیانت که نکرده اما کارش خوب نبود 

 

_حالا این دفعه رو ببخش بخواطر من قول میدم دیگه  تکرارش نکنه 

 

_باشه میبخشمش اما به شرطی که دیگه تکرارش نکنه 

 

_نه دیگه تکرار نمیکنه

 

با خدافظی به تماس پایان دادیم که بع نیما زنگ زم 

 

_نیما گفت میبخشتت اما بشرطی که دیگه تکرارش نکنی 

 

_نه دیگه تکرار نمیکنم 

 

_من به دیانا قول دادم تکرار نمیکنی 

 

_بابا تکرار نمیکنمم

 

_یلا من برم وقتمو گرفتی 

 

بعد از تشکر کردن قطع کرد منم رفتم اتاقم 

ولباسانو به یه نیم تنه ی صورتی و یه لگ وموهامو بالا بستم و رفتم ورزش کردمممم

_______________________________